خیلی ها هستند که همیشه دنبال دوستان جدید میگردند، در لحظاتی که شادند دوستانشون رو هم میخندونند و در لحظاتی که غمگین هم هستند تلاش میکنن در جلوی بقیه شاد ظاهر بشن
بعضی وقتا رفتن به گردش و با دوستان بودن خیلی مزه میده،در اون لحظه گفتن و خندیدن و گرم بودن با بقیه و ... یک نیاز برای آدم محسوب میشه
تو زندگی برای هر کسی پیش میاد که یه وقتایی خیلی غمگینه، دوست داره بره به یه جای دور، به یه شهر دیگه، دورتر به یه کشور دیگه و یا حتی دورتر از اون ... به جایی که هیچ کس اونو نشناسه
بعضی وقتا بعضی تصمیم گیری ها سخته ولی انجامشون در اون لحظه بهتر به نظر میاد
خلاصه اینکه امروز قید کلی از دوستانم رو زدم، دوستانی که اگر چه هیچ بار ندیده بودمشون، ولی خاطرات زیادی رو باهاشون داشتم، دوستانی که با هم خندیده بودیم، با هم دعوا کرده بودیم، با هم بودیم و با هم نبودیم
اینو نوشتم تا تاریخ این دل کندن رو یادم بمونه ... تا بعد ها اگه یه روزی پشیمون شدم از این کارم، یکبار دیگه بیام اینجا و یادم بیاد که چه حماقتی رو مرتکب شدم
پ ن 1 : کاش میتونستم از تک تک شون معذرت خواهی بکنم، دلم برای همشون تنگ میشه
پ ن 2 : کاش میشد زمان رو برد به جلو یا عقب ... مثلا در حد چند روز یا چند ساعت
پ ن 3 : دو روز پیش شبکه KBS World فرکانس عوض شد ... دیگه نمی تونم اونو تماشا کنم
پ ن 4 : خسته ام ... خیلی خسته ... میخوام بخوابم، شاید برای چند روز ... یا برای چند هفته